1) باید زیاد مطالعه کنیم تا بدانیم که هیچ نمی دانیم.
(( مونتسکیو ))
2) هر انتخابی که می کنید به آن پایبند باشید.
(( باربارا دی آنجلیس ))
3) هیچ گاه بیشتر از آن موقع خود را گول نمی زنید که فکر می کنید دیگری را فریب داده اید.
(( لارشفوکو ))
4) بشریت به ظاهر نیست ، به باطن است.
(( تولستوی ))
5) همه کسانی که با تو می خندند دوستان تو نیستند.
(( مثل آلمانی ))
6) به خود بگویید : خدا مرا موفق خواهد کرد . خدا مرا به مقصود می رساند.
(( نورمن وینسنت پیل ))
7) مردانگی تنها به مرد بودن نیست ، به همت و گذشت است.
(( هگل ))
8) هر روز مدتی را به خود و برای خودتان اختصاص دهید.
(( مارسل بلیوو ))
9) جهان هر کس به وسعت فکر اوست.
(( ادیسون ))
10) مرد پرهیزگار هر گز پارسایی خود را نمی سنجد.
(( پاسکال ))
از ساحت پاک آشیانی مرغی بپرید سوی گلزار
درفکرت توشی و توانی افتاد بسی و جست بسیار
رفت از چمنی به بوستانی بر هر گل و میوه سود منقار
تا خفت ز خستگی زمانی یغماگر دهر گشت بیدار
تیری بجهید از کمانی چون برق جهان ز ابر آزار
گردید نژند خاطری شاد
چون بال و پرش تپید در خون از یاد برون شدش پریدن
افتاد زگیر و دار گردون نومید زآشیان رسیدن
از پر سرخویش کرد بیرون نالید زدرد سرکشیدن
دانست که نیست دشت و هامون شایسته ی فارغ آرمیدن
شد چهره ی زندگی دگرگون در دیدن نماند تاب دیدن
مانا که دل از تپیدن افتاد
مجروح ز رنج زندگی رست از قلب بریده گشت شریان
آن بال و پر لطیف بشکست وان سینه ی خرد خست پیکان
صیاد سیه دل از کمین جست تا صید ضعیف گشت بیجان
در پهلوی آن فتاده بنشست آلوده به خون مرغ دامان
بنهاد به پشتواره و بست آمد سوی خانه شامگاهان
وان صید بدست کودکان داد
چون صبح دمید ، مرغکی خرد افتاد زآشیانه در جر
چون دانه نیافت ، خون دل خورد تقدیر،پرش بکند یکسر
شاهین حوادثش فروبرد نشنید حدیث مهر مادر
دور فلکش بهیچ نشمرد نشنید کسیش سایه بر سر
نادیده سپهر زندگی ، مرد پروازنکرده ، سوختش پر
رفت آن هوس و امید بر باد
آمد شب و تیره گشت لانه وان رفته نیامد از سفر باز
کوشید فسونگر زمانه کاز پرده برون نیفتد این راز
طفلان به خیال آب و دانه خفتند و نخاست دیگر آواز
از بامک آن بلند خانه کس روز عمل نکرد پرواز
یکباره برفت از میانه آن شادی و شوق و نعمت و ناز
زان گمشدگان نکرد کس یاد
آن مسکن خرد پاک ایمن خالی و خراب ماند فرجام
افتادگلش زسقف و روزن خار و خسکش بریخت از بام
آرامگهی نه بهر خفتن بامی نه برای سیر و آرام
برباد شد آن بنای روشن نابود شد آن نشانه و نام
از گردش روزگار توسن وز بدسری سپهر و اجرام
دیگر نشد آن خرابی آباد
شد ساقی چرخ پیر خرسند پردید زخون چو ساغری را
دستی سر راه دامی افنکند پیچانید به شته ای سری را
جمعیت ایمنی پراکند شیرازه درید دفتری را
با تیشه ظلم ریشه ای کند بربست زفتنه ای دری را
خون ریخت بکام کودکی چند برچید بساط مادری را
فرزند مگر نداشت صیاد؟
از : پروین اعتصامی
ای خوشا سودای دل از دیده پنهان داشتن مبحث تحقیق را در دفتر جان داشتن
دیبه ها بی کارگاه و دوک و جولا بافتن گنجها بی پاسبان و بی نگهبان داشتن
بنده فرمان خود کردن همه آفاق را دیو بستن ، قدرت دست سلیمان داشتن
در ره ویران دل ، اقلیم دانش ساختن در ره سیل قضا ، بنیاد و بنیان داشتن
دیده را دریا نمودن ، مردمک را غوصگر اشک را مانند مروارید غلطان داشتن
از تکلف دور گشتن ، ساده و خوش زیستن ملک دهقانی خریدن ، کار دهقان داشتن
رنجبر بودن ، ولی در کشتزار خویشتن وقت حاصل خرمن خود را به دامان داشتن
روز را با کشت و زرع و شخم آوردن بشب شامگاهان در تنور خویشتن نان داشتن
سربلندی خواستن در عین پستی ، ذره وار آرزوی صحبت خورشید رخشان داشتن
بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشت
سوز و گداز شمع و من و دل اثر نداشت
مهــــــــــــر بلند، چهره ز خـــــــــــاور نمینمود
ماه از حصار چرخ، سر باختـــــر نداشت
آمد طبیب بر سر بیمــــــــــــــار خویش، لیک
فرصت گذشته بود و مداوا ثمـر نداشت
دانی که نوشداروی سهـــــــراب کی رسید
آنگه که او ز کالبـــــــدی بیشتر نداشت
دی، بلبلی گلـــــی ز قفس دید و جانفشاند
بار دگر امید رهائـــــــــــی مگر نداشت
بال و پری نزد چو بدام اندر اوفتـــــــــــــــاد
این صید تیره روز مگر بال و پر نداشت
پروانه جز بشوق در آتش نمیگداخـــــــــت
میدید شعله در سر و پروای سر نداشت
بشنو ز من، که ناخلف افتـــــــــاد آن پسر
کز جهل و عجب، گوش به پند پدر نداشت
خرمن نکرده توده کســـــــــی موسم درو
در مزرعی که وقت عمل برزگــــر نداشت
من اشک خویش را چو گهـــــر پروراندهام
دریای دیده تا که نگوئی گهــــــر نداشت
شعراز: پروین اعتصامی
رفیق!
زمستون رسید ؛ اگه سردت شد خبرم کن تا برات بسوزم.
يلدات مبارک
شب یلدا شب بزم و سرور است
شبی طولانی و غم ها بدور است
شباهنگام تا وقت سحرگاه
بساط خنده و شادی چه جور است
یلدا مبارک
امسال چه زیباست شب یلدای من طولانی ترین شبی که به تو فکر مکینم و از یادآوری نگاه پر مهرت شب سیاهم لبریز از نور عشق می شود
یلدا مبارک
من بلندای شب یلدا را
تا خود صبح شکیبا بودم
شب شوریده ی بی فردا را
با خیال تو به فردا کردم
چه شبی بود؟
عجب زجری بود؟
غم آن شب که شب یلدا بود
یلدا
شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیمکرهٔ شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق میشود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن میگیرند. این شب در نیمکره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر میشود.
واژهٔ «یلدا» ریشهٔ سریانی دارد و بهمعنای «ولادت» و «تولد» است. منظور از تولد، ولادت خورشید (مهر/میترا) است. رومیان آن را ناتالیس آنایکتوس یعنی روز تولد مهر شکستناپذیر مینامند. ابوریحان بیرونی از این جشن با نام «میلاد اکبر» نام برده و منظور از آن را «میلاد خورشید» دانستهاست.
یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل میداد و در طول سال با سپری شدن فصلها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیتهای خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.
آنان ملاحظه میکردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند میشود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر میتوانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکشاند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاهترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شبها کوتاهتر میشوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند. بدینسان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع میشد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده میکند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است. در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شدهاست و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است. در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است:
تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانیترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر میپاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا میرسید، آتش میافروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر میآوردند و خوانی ویژه میگستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوههای خشک در سفره مینهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوههای تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار میشد. در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی میگستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، خوراک مقدس مانند «میزد» نیز نهاده میشد.
ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوههای البرز به انتظار باززاییده شدن خورشید مینشستند. برخی در مهرابهها (نیایشگاههای پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول میشدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شبهنگام دعایی به نام «نی ید» را میخوانند که دعای شکرانه نعمت بودهاست. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ میخواندند و به استراحت میپرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز مینامیدند).خورروز در ایران باستان روز برابری انسانها بود در این روز همگان از جمله پادشاه لباس ساده میپوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری نداشت و کارها داوطلبانه انجام میگرفت نه تحت امر. در این روز جنگ کردن و خونریزی حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود این موضوع را نیروهای متخاصم با ایرانیان نیز میدانستند و در جبههها رعایت میکردند و خونریزی به طور موقت متوقف میشد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ به صلح طولانی و صفا تبدیل شده است. در این روز بیشتر از این رو دست از کار میکشیدند که نمیخواستند احیاناً مرتکب بدی شوند که آیین مهر ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ میشمرد. ایرانیان به سرو به چشم مظهر قدرت در برابر تاریکی و سرما مینگریستند و در خورروز در برابر آن میایستادند و عهد میکردند که تا سال بعد یک سرو دیگر بکارند.

در همین خصوص احمد دالکی، پدر علم نجوم ایران در گفتگو با خبرنگار دانش هاي روز باشگاه خبرنگاران گفت: تقویم مایا در 21 دسامبر تمام می شود اما به معنی تمام شدن جهان و زندگی نیست مثل این است که ما می گوییم در آخر زمستان سال ها تمام می شود ولی فردا که اول فروردین است سال جدید آغاز شده و جهان زندگی دوباره ادامه خواهد یافت.
• يعقوب کريمي(نفت تهران)
• آرش برهاني(استقلال) • لوسيانو پريرا(فولاد) • جواهير سوکاي(سپاهان) • سجاد شهباززاده(سايپا) • ميلاد نوري(صباي قم)
• اميد ابراهيمي(سپاهان) • کريم انصاري فرد(پرسپوليس) • عليرضا جهانبخش(داماش گيلان) • محمدرضا خلعتبري(سپاهان) • مجتبي شيري(راه آهن) • بهادر عبدي(راه آهن) • روحالله عرب(نفت آبادان) • فلاويو لوپز(تراکتورسازي)
• آرش افشين(فولاد) • احسان حاج صفي(تراکتورسازي) • رادومير دالوويچ(سپاهان) • سعيد دقيقي(سايپا) • هادي دهقاني(آلومينيوم) • مهدي سيد صالحي(تراکتورسازي) • مصطفي شجاعي(مس) • محمدرضا طهماسبي(پيکان) • رضا عنايتي(مس) • اسماعيل فرهادي(ذوب آهن) • عباس محمدرضايي(فجر سپاسي) • مهدي نظري(فجر سپاسي) • رسول نويدکيا(نفت آبادان) • عبدالله کرمي(فولاد)
• فرزاد آشوبي(راه آهن) • محمد ابراهيمي(تراکتورسازي) • مهرداد اولادي(ملوان) • مجتبي ترشيز(فجر سپاسي) • افشين چاووشي(داماش گيلان) • فرزاد حاتمي(تراکتورسازي) • سيد محمد رضا حسيني(فجر سپاسي) • رامين رضائيان(صباي قم) • پيام صادقيان(ذوب آهن) • فريد عابدي(گهر دورود) • عليرضا عباس فرد(راه آهن) • ميلاد غريبي(سايپا) • محمد قاضي(پرسپوليس) • مهدي مهدويکيا(پرسپوليس) • سيدايمان موسوي(نفت تهران) • رضا ناصحي(آلومينيوم) • مهدي نوري(فولاد) • ايوب والي(فولاد) • ايوب کلانتري(فولاد)
3 گل
تکليف انصاريفرد تا 2 روز آينده مشخص ميشودبا توجه به پيشنهادهاي داده شده، قرار است ظرف 2 روز آينده تکليف نهايي مهاجم پرسپوليس مشخص شود. |
![]() |
|
|
||
|
پيوستن کريم انصاريفرد به يکي از تيمهاي خارجي سوژه اصلي رسانهها در چند وقت اخير بوده است.
انصاري فرد 2 پيشنهاد جديد دارد که همه چيز براي مذاکره نهايي را به باشگاه واگذار کرده اما قرار است پس از بازگشت رويانيان از ميلان، تکليف نهايي کريم انصاري فرد مشخص شود. 2 تيم خارجي پيگير اين هستند که تا در نيم فصل انصاري فرد را جذب کنند اما از طرفي ديگر باشگاه پرسپوليس مخالف جدايي اين بازيکن از جمع قرمزپوشان است با توجه به صحبتهاي انجام شده قرار است تا 2 روز آينده تکليف نهايي وي مشخص شود. |
|
رويانيان: ايتالياييها دو سه بازيکن پرسپوليس را ميخواهندمديرعامل باشگاه پرسپوليس گفت: ايتالياييها دو سه بازيکن ما را مي خواهند که مذاکرههاي ابتدايي نيز انجام شده است. |
![]() |
|
|
||
|
محمد رويانيان که در آلمان به سر ميبرد در گفت و گو با بخش خبري شبکه 3 گفت: امشب راهي تهران ميشوم. جلسات خوبي با مسئولان آث ميلان داشتم.
از ورزشگاه جديد يونتوس هم بازديد کردم و با سازندگانش جلسهاي داشتيم تا همکاريهايي در ايران داشته باشيم. ايتالياييها دو سه بازيکن پرسپوليس را هم ميخواهند که مذاکرههاي اوليه در اين زمينه انجام شد. وي ادامه داد: در فرانکفورت آلمان نيز قراردادي امضا کرديم که نماينده انحصاري باشگاه پرسپوليس در اين شهر آلمان راه اندازي شود. هواداران پرسپوليس در آلمان به ما خيلي لطف داشتند. مديرعامل باشگاه پرسپوليس در مورد وضعيت مانوئل ژوزه گفت: دوشنبه کميته فني باشگاه در مورد اين سرمربي تصميم گيري ميکند. او بايد پاسخگوي نتايج نيم فصل اول تيم باشد. کميته فني در گذشته نيز جلسه داشت و قرارمان اين بود که تا نيم فصل صبر کنيم و بعد مسايل فني را ارزيابي کنيم و اکنون نيز به قول خودمان عمل کردهايم. رويانيان در مورد گزينههاي سرمربيگري پرسپوليس که در رسانهها مطرح ميشوند گفت: گزينهها زيادي مطرح ميشوند اما در حال حاضر اسمي نميبريم زيرا هنوز هيچ چيز قطعي نشده است. وي در مورد جذب بازيکنان جديد براي پرسپوليس و فهرست مازاد گفت: 4 - 5 بازيکن در فهرست مازاد هستند که با آنها صحبت هم شده است. يک هافبک کناري هم جذب ميکنيم که با يک بازيکن خارجي و يک بازيکن ايراني در اين پست در حال مذاکره هستيم. |