دود می خیزد (سهراب سپهري)

ارائه مطالب در مورد هر موضوعي

پنج‌شنبه 07 آبان 1405
تبلیغات در سایت ما
تبلیغات در سایت ما تبلیغات در سایت ما

تبلیغات سایت

دود می خیزد (سهراب سپهري)

دود می خیزد ز خلوتگاه من .
کس خبر کی یابد از ویرانه ام ؟
بـا درون سـوخـتـه دارم سـخـن .
کی به پایان می رسد افسانه ام ؟
دسـت از دامـان شـب بـرداشـتـم


دود می خیزد ز خلوتگاه من .
کس خبر کی یابد از ویرانه ام ؟
بـا درون سـوخـتـه دارم سـخـن .
کی به پایان می رسد افسانه ام ؟
دسـت از دامـان شـب بـرداشـتـم
تـا بـیـاویـزم بـه گـیـسـوی سـحـر .
خویش را از ساحل افکندم در آب ،
لـیـک از ژرفـای دریـا بـی خـبـر .
بـر تـن دیـوارها طـرح شـکـسـت .
کس دگر رنگی در این سامان ندید .
چشم می دوزد خیال روز و شب
از درون دل بــه تـصـویـر امـیــد .
تـا بـدیـن مـنـزل نـهـادم پـای مــن
از درای کــاروان بـگـسـسـتـه ام .
گرچه می سوزم از این آتش به جان ،
لیک بر ایـن سـوخـتـن دل بـسـتـه ام .
تـیـرگـی پـا مـی کـشـد از بــام هــا :
صبح می خـنـدد هـنـوز از خـلـوتـم .
بـــا درون سـوخــتــه دارم ســخــن .

سهراب سپهری

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید