گریست ابر خزان هم بباغ و راغ حسین

ارائه مطالب در مورد هر موضوعي

پنج‌شنبه 07 آبان 1405
تبلیغات در سایت ما
تبلیغات در سایت ما تبلیغات در سایت ما

تبلیغات سایت

گریست ابر خزان هم بباغ و راغ حسین

محرّم آمد و نو کرد درد و داغ حسین

گریست ابر خزان هم بباغ و راغ حسین

هزار و سیصد واندى گذشت سال و هنوز

چو لاله بر دل خونین شیعه داغ حسین

بهر چمن که بتازد سموم باد خزان

زمانه یاد کند از خزان باغ حسین

هنوز ساقى عطشان کربلا گوئى

کنار علقمه افتاده با ایاغ حسین

اگر چراغ حُسینى بخیمه شد خاموش

مُنوّر است مساجد به چلچراغ حسین

خدا به نافه خلدش دماغ جان پرداشت

که بوى خون نکند رخنه در دماغ حسین

فراغ از دو جهان داشت با فروغ خُداى

خُدای‌را چه فروغى است در فراغ حسین

یزید کو که ببیند بناله قافله‌ها

گرفته از همه سوى جهان سُراغ حسین

شهریار


مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید