![]()
در پی جست و جوهای فراوان به مطالب فراوانی برخورد کردم که سندیت آنها قابل اتکا نیستند و طیف گستردهای از نظرات را شامل میشوند. اما یکی از نظرات در باره پیدایش زامبی نظر مرا به خود جلب کرد. با این همه مجددا متذکر میشوم سندیت این مطالب قابل اتکا نیستند.
اعتقاد این نظر مبنی بر این است که در بعضی از قبائل آفریقایی، گونه خاصی از جادوگران وجود دارند که اجساد مرده را از خاک بیرون آورده و مجددا آْنها را به روشهای نامتعارف و ناشناخته زنده میکنند.
این اجساد هرچند قابلیت تحرک بطور نقص را دارند اما هرگز انسان کامل نبوده و با خصوصیات انسانی به طرز فاحشی متفاوت هستند. ظاهرا این انسانهای دوباره زنده شده که «زامبی» نام دارند همانند داستان دراکولاها و خوناشامها به دو گونه به انسانهای زنده حمله میکنند: 1-شیوه نخست برای تغذیه تا حد کشتار قربانی. در این شیوه کلیه خون بدن قربانی تخلیه و به بافتهای بدن آسیب وارد شده و مورد تغذیه واقع میشوند. در نتیجه این گونه حملهها پیکر ناقصی از بدن قربانیان باقی میماند. 2-شیوه دوم جهت انتقال فاکتورهای خاص زامبیها به بدن قربانی و ایجاد یک زامبی دیگر میباشد. در این شیوه فاکتورهای بزاقی زامبی وارد بدن انسان سالم شده و او را همانند زامبیهای دیگر میسازد. این روش گویا بدان جهت کاربرد دارد که از قرار معلوم زامبیها قدرت تناسل و توالد نداشته و نمیتوانند از خود نسلی به جای گذارند و شیوه افزایش آنها از این طریق میباشد. قربانی در این شیوه پس از طی دردهای فراوان در نهایت تبدیل به زامبی شده و خود نیز تبدیل به یک دستگاه کشتار جدید و همچنین تبدیل به یک دستگاه زامبیساز جدید میشود.
گروهی هنرپیشه (در فیلم بازار گوشت ۳) که نقش زامبیها را بازی میکنند. زامبی یا زومبی (در زبانهای اروپایی: zombie) به جسدهای متحرکی گفته میشود که روح ندارند. زامبیها امروزه در فیلمهای ترسناک غربی زیاد دیده میشوند.[۱] داستان زامبیها از وودو یعنی نظام اعتقادی آفریقاییتباران دریای کارائیب سرچشمه میگیرد.[۲] مطابق داستانها، زامبیها با گاز گرفتن و وارد کردن بزاق خود به بدن قربانیانشان آنها را همانند خود به یک زامبی تبدیل میکنند. در نتیجه، در فیلمها تعداد زامبیها همچنان رو به افزایش است. همچنین بر پایهٔ داستانها، انسان باید در دهان زامبیها نمک بریزد زیرا آنها بدینوسیله به یاد میآورند که مردهاند و به گور خود بازمیگردند.[۳] در فرهنگهای فارسی واژه زامبی به «مارخدا» ترجمه شده و اصل آن از سرخپوستان دانسته شدهاست.[۴] [ویرایش] در فلسفه در فلسفه و بویژه در مباحث خودآگاهی در فلسفه ذهن، یک زامبی به سیستمی گفته میشود که همانند انسان عمل میکند اما خودآگاهی، فهم روانی، و قصد و نیت ندارد.[۵] [ویرایش] منابع 1. ↑ مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «Zombie»، ویکیپدیای هلندی، دانشنامهٔ آزاد. (بازیابی در ژوئن ۲۰۰۷). 2. ↑ مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «Zombie»، ویکیپدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد. (بازیابی در ژوئن ۲۰۰۷). 3. ↑ مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «Zombie»، ویکیپدیای هلندی، دانشنامهٔ آزاد. (بازیابی در ژوئن ۲۰۰۷). 4. ↑ دیکشنری فارسی بابیلون 5. ↑ Mind, A brief introduction. John R. Searle. انتشارات دانشگاه اکسفورد. ص۶۴ ![]()
زامبی ها !
زامبی موجودی است که همه حالات فیزیکی و رفتارهای ما را دارد اما فاقد آگاهی و ذهن است یعنی با اینکه همۀ رفتارهای ما را انجام می دهد هیچ احساس پدیداری، درونی و ذهنی از این رفتارها ندارد. آزمون فکری زامبی ها در دو مبحث مهم فلسفه ذهن کارآیی دارد: فیزیکالیسم و مسئلۀ اذهان دیگر.
زامبی دیوید چالمرز آزمون فرضی زامبی ها را به عنوان اشکالی بر فیزیکالیسم مطرح کرده است: اگر زامبی "تصورپذیر" و "منطقاً ممکن" باشد، ذهن دیگر "ضرورتا" فیزیکی نخواهد بود و ایدۀ اینهمانی ذهن و فیزیک (بدن) ابطال خواهد شد. در بحث اذهان دیگر هم اگر زامبی ها را تصورپذیر بدانیم، استدلال تمثیلی از رفتار دیگر انسانها برای اثبات ذهن داشتن آنها ابطال خواهد شد زیرا همواره این امکان وجود دارد که هرچند همۀ انسانهای دیگر همانند من رفتار می کنند زامبی و فاقد هرگونه آگاهی باشند.
نام این فیلم 2012 است و علاوه بر جذابیت داستانی ،که روایتگر تلاش آخرین انسان ها برای نجات از دوره پنجم زمین و ورود به دوره ششم حیات است ، از بهترین جلوه های ویژه که تا کنون نظیر آن وجود نداشته ، استفاده شده است به گونه ای که تماشاگر ، مجذوب تصاویری مانند ویران شدن یکجای شهرها ، زیر آب رفتن کوه ها و ... می شود و گذر 158 دقیقه این فیلم را متوجه نمی شود.
می گویند سال 2012 ، آبستن یک اتفاق خارق العاده در کره زمین است ؛ البته هنوز هیچ کس از ماهیت واقعی آن خبری ندارد اما هر چه هست ، خبرهای موجود درباره این سال ، اصلا خوشایند نیست. این را ، هم پیشگویان و منجمان قوم مایا می گویند و هم دانشمندان ناسا.
در هشدار ناسا و آکادمی ملی علوم آمده است که میلیونها نفر در سال 2012 بدون برق و در نتیجه بدون غذا و دارو خواهند ماند و تمام یخچالها، تلفنهای همراه و ماهواره ها خاموش می شوند.
ناسا در هشداری اعلام کرد که یک توفان خورشیدی که در سال 2012 به زمین می رسد موجب خواهد شد که برق تمام دنیا خاموش شود.
زامبی ها مرده های متحرکی هستند که در طول تاریخ حضورشان در متون ادبی و سینمایی، همواره در حال تغییر و تحول بوده اند ولی در اکثر موارد آنها موجودات بی هویت و بی مغزی هستند که بسیار کند و شلخته حرکت می کنند. این جنازه های متحرک و فاسد در اکثر موارد از بدن انسان تغذیه می کنند و در مواردی هم مستقیماً به سراغ مغز انسان ها می روند.
اما نخستین حضور زامبی ها یا به نوعی نسل اولیه این موجودات را باید در حماسه گیل گمش جست وجو کرد. جایی که ایشتار ( الهه آشوری) در جریان نبردش اعلام می کند: مردگان را بلند خواهم کرد تا زندگان را تا آخرین نفرات بخورند.
در 1697 و در رمان هزل گونه «زامبی پروی بزرگ»، می توان نشانه هایی از زامبی را جست وجو کرد و این به نوعی اولین مرجع حضور زامبی ها در متون غربی است. در این اثر به هیچ وجه به شکل و ظواهر زامبی ها اشاره نشده و به خاطر همین هر کس می توانست برداشت آزادی از زامبی ها داشته باشد. دقیقاً صد سال بعد و با انتشار کتابی به قلم «مورو» فصل تازه یی از حضور زامبی ها رقم خورد و تعاریف تازه یی هم به ثبت رسید
![]()
فروخته شد ... به مردی باانگشتهای پشمالو
درسال 1951 زمانیکه هنوزکسی قله اورست را صعود نکرده بود و یک "مسابقه" بین المللی برای تعیین اولین صعود کننده به قله درجریان بود، اریک شیپتون رهبری یک تیم تحقیقاتی، به منظوربررسی مسیری ازنپال به سمت اورست را برعهده داشت . این پنجمین باری بود که ازآن مکان دیدن می کرد.
تیم شیپتون متشکل ازمایک وارد، بیل موری، تام بردیلون ، ادموندهیلاری ، ارل ردیفورد، آنگ ترکی، پاسانگ بوتیا، نیما، تنسینگ پدروتعدادی شرپا بودند
بعد ازموفقیت درتعیین مسیری ازسمت جنوب به سوی قله، تیم آنهابه کاتماندو بازگشت تا اقدام به یافتن راه فرعی جهت تحقیق درخصوص قلل گواری سانکار درحوضه رودخانه منلانگ(که تا مدتها اشتباها" تصورمی شد که اورست است) نماید. دراین مکان بود که شیپتون، مایک وارد و تنسینگ پدر به رد پاهای عجیبی برخوردند
اریک شیپتون می گوید
آنجا یکی ازآبرفتهای یخی حوضه رودخانه ملانگ بود. درارتفاعی حدود 5791 متر در اواخر بعد ازظهرما به آن ردپاهای شگفت انگیزروی برف برخوردیم که درج خبرآن باعث ایجاد شورعجیبی درجمعیت بریتانیا شد. چیزی بیش ازیک مایل یا یک مقدار بیشتر. ردپاها را دنبال نکردیم زیرا هرکدام بار زیادی را با خود حمل می کردیم وگذشته ازاین ما به مرحله ویژه ای درتحقیقات خود برروی حوزه رودخانه رسیده بودیم. من درگذشته تعداد زیادی ازاین ردپاهای شگفت انگیزرادیده بودم و سعی کرده بودم آنهارا دنبال کنم ولی همیشه روی یخ رفتها وسنگهای نواحی یخچالی آنها را گم می کردم. این ردپاهای جدید خیلی تازه بنظرمی رسیدند، احتمالا" چیزی بیش از24 ساعت ازعمرآنها نمی گذشت. وقتیکه موری و بوردیلون چند روزبعد به دنبال ما آمدند ردپاها تقریبا" دراثرذوب شدن محوشده بود
تنسینگ پدرکه شک نداشت موجوداتی که این ردپاها را ایجاد کرده اند " یتی " یا " مردوحشی" هستند (حداقل دوتابودند) به من گفت که دوسال پیش او وعده ای شرپا یکی ازآنها را درفاصله ای حدود 23 متری در تیانبوچه دیده است. اوآنرا نیمه انسان ونیمه وحشی توصیف کرد. قدی حدود 70/1 متر و سری دراز داشت، بدنش پوشیده ازموهای قهوه ای متمایل به قرمز ولی صورتش بدون مو بود. دراواخرماه نوامبر وقتیکه به کاتماندو رسیدیم، به زبان نپالی او را سئوال پیچ کردم (زبان هندی را نیز امتحان کردم) شکی درصداقت وی وجود نداشت . هرچه بود بنظرمی رسید که متقاعد شده که آن موجود نه خرس است ونه میمون ، البته باهردونوع حیوان یاد شده آشنائی کافی داشت
آنهادوریین ها رابیرون آوردند، تبریخ و پوتینهایشان راکنارردپاها برای مقایسه گذاشتند و ازردپاهای یتی یکسری عکس گرفتند که با راه یافتن به روزنامه های بریتانیائی غوغائی ایجاد کرد
عده ای آنراباوروبرخی نیزآنرا دروغ پنداشتند
ازاین میان جهانگردان معروف محو اعتقاد سرد هیمالیائیها به غول برفی شده و راهی " جستجو برای یتی" شدند. سرادموندهیلاری درسالهای 61-1960 تیم کوهنوردی وهیمالیاشناسی خود راهدایت می کرد. اونیزردپاهائی یافت وباپوست سریک یتی که درجعبه ای درمعبد کومجونگ نگهداری می شد، یک پوست ومقداری استخوان برگشت. بررسیهای علمی برروی این اقلام ثابت کرد که همگی "جعلی" می باشند. پوست متعلق به خرس آبی هیمالیائی بود، استخوانها ازمجموعه متنوعی ازجانوران گرفته شده بود وپوست سرکه هیلاری آنرا باخود به پاریس – لندن وشیکاگو برای ارزیابی تخصصی توسط برترین جانورشناسان دنیا برد صراحتا" چیزی سوای هرنوع حیوان تشخیص داده شد
رینهولد مسنر نیزمطمئن بود که درسال 1986 یک یتی دیده است و راهی جستجوی مشهورخود برای یافتن این موجود شد، بعداز12 سال او به این نتیجه رسید که یتی درنهایت احتمالا" یک خرس قهوه ای تبتی(هیمالیائی) است
واما درباره ردپاهائی که درسال 1951 مشاهده شده بود. بعضی معتقد بودند که که شیپتون خیلی ساده اطراف ردپاهای خود را برای شوخی قالبگیری کرده است. اما مایکل وارد یکی ازاعضاء تیم درصحت عکسها وداستان آن اصراردارد. اواعلام کرد که ردپاها به هیچ وجه دروغین نیستند. وارد درمقاله ای جالب درروزنامه طب وطبیعت وحشی ازجزئیات آن روزمی گوید، ولی نتیجه ای متفاوت درخصوص منشاء این ردپاهامی گیرد. اوصراحتا" ادعامی کند که ردپاها توسط بومیهای کوهستانهای هیمالیا که پاهای زمخت وکج وکوله ای دارند ایجادشده است. مقاله او ده سال پیش انتشاریافت
وهنوزیک باور نا متزلزل درمورد یتی پایدارمانده است
در 26 سپتامبر 2007 کریستی عکسهای معروف یتی که اریک شیپتون و یا هم تیمی او مایکل وارد درسال 1951 گرفته بودند را به حراج گذارد. عکسهائی که درواقع چیزی جز ردپاهای انسان نبوده اند این عکسها باقیمت پایه 2500 پوند به بالا به حراج گذاشته شدند
![]()
یک مجری تلویزیونی آمریکایی می گوید ، او و اعضای تیمش ردپاهایی را در منطقه اورست در نپال یافته اند که مشابه ردپاهای موجود افسانه ای «یتی» است. با کشف این ردپاها باردیگر افسانه مرد برفی هیمالیا و اورست مشهور به «یتی» زنده شده است.
به گزارش شبکه BBC ، جاش گیتس، مجری آمریکایی که به همراه تیم خود در منطقه اورست سرگرم تهیه یک مجموعه تلویزیونی به نام (Destination Truth ) در مورد موجودات افسانه ای است، می گوید، جستجو برای یافتن یتی را شب ها و با کمک چراغ قوه انجام داده است زیرا افرادی که ادعا می کنند این موجود عظیم الجثه انسان نما را دیده اند، می گویند هنگام شب او را مشاهده کرده اند.
با اینکه تیم گیتس موفق به مشاهده یتی نشده است، اما یکی از اعضای نپالی گروه او سه رد پا کشف کرده است.
این ردپاها که چهارشنبه گذشته کشف شده اند هیجان زیادی را در کشور نپال برانگیخته اند.
جاش گیتس به BBC گفت ،یکی از این رد پا ها که ردی تازه و دست نخورده است ۳۳ سانتیمتر طول و ۲۵ سانتیمتر عرض داشته است. رد دیگری که کشف شده، جای یک پاشنه پا و دیگری ردی نامشخص تر است.
گیتس می گوید رد پای کشف شده که اثر ۵ انگشت نیز در آن دیده می شود، مشخصاتی انسانی دارد.
او گفت ، این ردپا ساختگی به نظر نمی رسد و به علاوه فکر نمی کند که رد پا به جانوری مانند خرس تعلق داشته باشد.
اما در عین حال خود گیتس می گوید که اعتقاد چندانی به وجود یتی ندارد و نمی داند در مورد این رد پاها چه توضیحی دهد.
تیم جاش گیتس از این رد پاها قالب برداری کرده است و دانشمندان آمریکایی این قالبها را مطالعه خواهند کرد.
نخستین گزارش های مربوط به مشاهده یتی، به صدها سال پیش باز می گردد. برخی از قدرت های خطرناک این موجود افسانه ای روایت کرده اند و برخی دیگر او را دارای قدرتی محافظ و کمک کننده دانسته اند.
در یک صومعه بودایی در نزدیکی اورست، جمجمه ای نگه داری می شود که گفته شده به یتی تعلق دارد.
دانشمندانی که آنرا مطالعه کردند گفتند که این جمجمه از پوست آهو ساخته شده است، اما برخی کارشناسان دیگر با نظر آنها مخالف بودند.
در دهه 1950 میلادی یک کاوشگر بریتانیایی به نام اریک شیپتون از رد پاهایی به جا مانده در برف عکس گرفت که برخی با قاطعیت آنها را ردپاهای یتی می دانند.
![]()
یک گروه تحقیقاتی ژاپنی موفق به کشف ردپای «یتی»، غول پشمالوی کوهستان هیمالایا شدند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، «یوشیتر و تاکاهاللی» ـ رییس گروه تحقیقاتی ژاپنی ـ در زمینه پروژه «یتی» گفت: گروه تحقیقاتی ما توانست یک ردپا را به طول 20 سانتیمتر که شبیه به ردپای «یتی» غول پشمالوی کوهستان هیمالایاست، پیدا کند.
وی افزود: گروه هفت نفری ما چند ماه است که به دنبال این ردپاهای گشت و کشف این ردپا تجربه بسیار خوبی برای گروه بشمار میرود.
گروه هفت نفری ژاپنی، 42 روز است که در ارتفاع هفت هزار و 661 متری دوآلاگیری پنج به سر میبرند و با کشف این ردپا تقریبا برای پایین آمدن از قله آماده هستند، چرا که این ردپا به اندازه کافی مشخص بوده و قابل اثبات است.
![]()
آقای «تاکاهاسی» در ادامه افزود: من و گروهم چندین سال است که برای مطالعه ردپاها و یافتن ردپای «یتی» به هیمالایا صعود میکنیم و در این مدت تاکنون به ردپاهای حیواناتی نظیر خرس، گوزن، گرگ و ببر سفید برخورد کردهایم و به همین دلیل میتوانم با صراحت بگویم که این ردپا، ردپای «یتی» غول کوهستان هیمالایا است.
«یتی» همانند انسان بر روی دو پا راه میرود و یک متر و 50 سانتیمتر قد دارد.
![]()
![]()
یتی (به تبتی: Migo, gYa’ dred) یا مرد برفی موجود افسانهای ساکن در کوههای هیمالیا و (کشورهای نپال و تبت است. بنا به داستانها او جثهای به بزرگی یک خرس بزرگ سفید دارد و همانند انسان بر روی دو پا راه میرود گفته میشود که بومیان و کوهنوردان در هوای بد کوهستان یتی را گه گاه میبینند گفته میشود که گاهی به مردمان گمشده د رکوه کمک میکند.
از این موجود با نامهای "بزرگ پا" Big Foot و Sasquach هم نام برده شده است. بسیاری از انسانهای کنجکاو و حتی دانشمندان بدنبال ردپاهای "یتی" هستند.برخی دانشمندان انسان شناس یتی را با "ژیگانتوپیتکوس" که موجودی باستانی، انسان نما ومنقرض شده از گونه پریماتها میباشد مشابه دانسته اند.(کتاب: Anthropology-Ember& Ember/2002 فصل 5)
برخی شواهد بدست آمده نشان میدهد که احتمال وجود موجودی مانند یتی، نه تنها در تبت، که در کلرادو (ایالات متحده) نیز میرود. پژوهشگرانی که در زمینه چنین موجوداتی تحقیق میکنند با تشکیل انجمن ها و سایتهای گوناگون نتایج تحقیقات خود را بعموم علاقمندان ارائه مینمایند:http://www.bfro.net The Bigfoot Researchers' Organization تصاویرو شواهد گوناگونی از این موجود ارائه شده که همه آنها واضح و قابل اثبات نیستند، اما برخی از آنها تامل برانگیزند و این امکان را میدهند که روزی افسانه یتی به حقیقتی علمی بدل گردد و شاید انقلابی در کشف مراحل تکامل پریماتها و بویژه انسان پدید آورد .