![]()
جن فاقد عنصر مادی و فاقد جسم است اما قادر است خود را شبیه به هر موجودی بنماید .جن حتی میتواند خود را به شکل فیل تجلی دهد .اما این کار برای او آسان نیست و از این رو ترجیح میدهد بیشتر در جسم موجودات کوچکتر اهلی از جمله حیوانات اهلی وارد شوند .(دانستنیهایی درباره جن) جنیان به خاطر لطافت جسمی و قدرت روحی ، میتوانند به شکلهای مختلف در آیند و به محض اینکه شکل موجودی را به تصور ذهنی خود در آورند ، به همان صورت شکل میگیرند.(دنیای مرموز جن)
اجنه عبارت از اجسم هوایی یا ناری (آتشی)هستند که قادرند به اشکال مختلف از قبیل : مار ، عقرب سگ ، شتر ، گوسفند ، اسب ، درازگوش ، پرنده و انسان درآید . (دنیای شگفت جن، ابلیس شیطان)
چگونگی تغییر شکل بارزترین وجه تمایز جن و انسان و عجیب ترین خاصیت و قابلیت او است . تصور موجودی که با عقل و اراده میتواند شکل خود را تغییر داده و رفتارش را همانند موجودات دیگر نمایند ، همیشه برای انسان باور ناپذیر و برای شاهدان عینی عجیب و غیر قابل انکار است. دود ، هوا و آتش مانند گاز به شکل ظرف خود در میآیند . حتی شما دودی که از چیزی حاصل میشود را میتوانید قبل از منبسط شدن و محو شدن به شکلی خاص مشاهده نمایید مانند دود قلیان هنگامی که از دهان صادر میشود قابل رویت است و وقتی تراکم خود را از دست میدهد از دید ما خارج میشود.
در صورتی که همین دود ، صاحب عقل و دارای اختیار باشد میتواند خود را به اشکال گوناگون در آورد . حال هنگامی که جن بخواهد شکل خود را متراکم کند و یا تغییر دهد در واقع چنین اتفاقی می افتد اما با سرعت بالا. (البته ما در این مسئله ، دود را به عنوان مثال و تقریب به ذهن بیان نمودیم )
جنها وقتی میخواهند تغییر شکل دهند غالبا شکل خاص یعنی انسانی خاص یا حیوانی خاص مد نظرشان است به همین دلیل پس از تغییر شکل در تمام نشانه های ظاهری شبیه او میشوند .
مثلا اگر انسانی خاص مد نظرشان باشد در شکل و شمایل ظاهری ، در تغییر صدا ، در راه رفتن و غذا خوردن ، حتی تیکهای عصبی و طریقه نگاه کردن کاملا شبیه فرد میشوند . در مورد حیوانات نیز همین گونه است کتابها و بعضی منابع بر این باورند که جن نمیتواند به بعضی حیوانات مثل سگ و خوک شبیه و متراکم شود . این از نظر ما مردود است حتی در روایتی از ابوحمزه آمده :
همراه امام صادق(ع) در بین مکه و مدینه بودم. ناگهان حضرت به جانب چپ نگاه کردند و سگ سیاهی را دیدند و فرمودند : ترا چه شده است ! خدا ترا تقبیح گرداند ، چقدر تند میروی ؟! یکباره دیدم که شبیه مرغی در آمد و پرواز کرد و رفت .
از حضرت پرسیدم : این چه بود ؟!
حضرت فرمود: نام او عثم میباشد و پیک جنیان است . در این ساعت هشام مرده و او میرود خبر مرگ وی را به هر شهری برساند . (حلیه المتقین ص 463)
تنها شکلی که جن اجازه ندارد به آن جسمیت پیدا کند شکل و شمایل و ظاهر هدایت کنندگان : پیامبران الهی ، ائمه معصوم و بزرگان دین است و واضح و آشکار است که اگر این اتفاق رخ میداد انسانها در پیدا کردن راه راست دچار مشکل میشدند.
هنگامی که جن بخواهد تراکم و جسمیت به شکل خاصی پیدا کند به سرعت تصور کردن چیزی در ذهن شما این اتفاق میافتد یعنی شما همین حالا یک خانه ویلایی را تصور کنید . همین حالا در ذهنتان نقش بست ، بدون هیچ فشار و هیچ گونه زحمتی . حالا از شما میخواهم یک فنجان قهوه را تصور کنید . آیا شما بعد از اینکه ذهنتان از یک خانه ویلایی به یک فنجان قهوه منتقل شد (تصورتان تغییر کرد) دچار سختی و مشقتی شدید؟ سرعت تغییر تصورتان چقدر بود؟ آیا هنگام تبدیل شدن تصورتان از یک خانه به یک فنجان با مانعی روبرو شدید؟ دقیقا شکل گیری اعم از تراکم و جسمیت پیدا کردن ، تغییر و تحول ، سرعت و زحمت آن برای جن مانند مثالی که برایتان زدم ( تصور کردن) برای ماست.
البته این مثال است اما شبیه ترین چیزی است که میتوان بیان کرد. زمانی که جن میخواهد به ظاهر یک انسان در آید و از همه ظواهر او تبعیت کند با سرعت همان تصور کردن ، به مغز شخص رجوع کرده و چون همه چیز از مغز فرماندهی میشود عینا کپی برداری نموده و خود را مطابق با آن میکند. جنیان میتوانند خود را به شکل ماده و اشیاء نیز متراکم کنند . آنها بسته به تسخیر توسط انسانها ، تمایل خود و گاهی به امر خداوند که از طریق بزرگان انسان به جن دستور داده میشود خود را به اشیاء و اجسام، حیوانات و گیاهان و بسیاری مواد در میآورند و این نشانه ای دیگر از قدرت خداوند در خلقت موجودی است که با گذشت قرنها ، واقعیت آن جز بر خواص بر کسی آشکار نیست.
ماهیت به معنای چیستی است و در اینجا اقوالی که درباره چیستی جن وجود دارد ارائه میکنیم ضمن اینکه با گذشت زمان مطالب این صفحه نیز تکمیل تر میگردد.
خلقت جن از آتش است نه آتش شناخته شده بلکه سخن از نوعی آتش است برای اینکه گفته شده
نار و لفظ نار نکره است و معرفه نیست به همین جهت مراد آتش معمولی نیست در این مورد خدا به دو نوع از مرحله خلقت جن اشاره کرده یک مرحله مارج و دیگری نار، مارج در این جا منظور اختلاط شعله های آتش میباشد و بعضی گفته اند که معنی تحرک نیز در آن هست که تفاسیر آن را به شعله های بی دود تفسیر کرده اند
مارج مرحله دیگر از نار است و نار خودش قابل رویت است ولی مارج محصول نادیدنی از آتش است که همان انرژی حاصله از آتش است که حرکت کننده و نفوذ کننده و همراه با ارتعاش است یا همان امواج حرارتی است یا چیزی حاصل از امواج حرارتی .
در قرآن آمده است : و خلق کردیم جن را از نار سموم
منظور از نار سموم این آتش برافروخته مانند آتش دست آورد بشر نیست بلکه از آتش فراگیر و سوزنده قبل از آفرینش انسان است و اگر قرار باشد آن طور که آیات دیگر خبر میدهند جهان جن را یک جهان پهناور بدانیم لازم است نار سموم را نیز یک آتش گسترده وپهناور و دراز مدت و پایدار بدانیم که همان آتش های مربوط به دوران پیشین زمین است یا آتشهای درون زمین ویا مربوط به کرات آسمانی و خورشید ها است که جهان جن از نار سموم ساخته و آفریده شده است باید پذیرفت این منبع آتش هنوز هم هست و هنوز هم منشاء پیدایش افراد و اصناف جن میگردد .
اجنه اجسامی هوایی یا ناری (آتشی)هستند که قادرند به اشکال مختلف در آیند . و دارای عقل و هوشند.
در جن و شیطان جنبه هوا و آتش غالب است و .....

حكايت اهل قلم در روز قلم شوراي فرهنگ عمومي به پيشنهاد «انجمن قلم ايران» روز 14 تير را به عنوان «روز قلم» نامگذاري كرده است. «انجمن قلم ايران» نهادي حامي محافظهكاران ميباشد كه رضا رهگذر، رئيس هيأت مديره و افرادي نظير حداد عادل، علي اكبر ولايتي و...در زمره اعضاي آن قرار دارند.
هرچند مجموعه محافظهكاران، تلاشهاي تبليغي و عملي بسياري براي تحديد آزادي مطبوعات به عمل آوردهاند و از اين منظر، پيشنهاد بزرگداشت «روزقلم» توسط طيفي از آنان قابل تأمل به نظر ميرسد، اما جداي از اين مقوله، ميتوان اين روز را دستمايهاي براي پرداختن به مسائل اساسيتر مطبوعات ايران قرار داد و ضمن بررسي وضعيت فعلي مطبوعات كشور و آنچه بر اهل قلم روا شده و ميشود، اين سؤال انديشهسوز را طرح كرد كه آيا براي صرف نامگذاري يك روز در سال براي تكريم قلم و اهل قلم و سپس اعمال فشارهاي شبه قانوني به آزادي بيان و نويسندگان مطبوعاتي، در تمامي روزهاي سال، كارساز و صادقانه است؟
انصاريراد: توقع ما اين نبود
حسين انصاري، كه چندي پيش عنوان مرد طلايي قلم ايران را كسب كرد و قلم طلايي آزادي بيان به وي تعلق گرفت، از وضعيت فعلي اهل قلم در كشور اظهار تأسف ميكند. او ميگويد: بايد اظهار تأسف كنم از وضعيتي كه براي اصحاب مطبوعات دركشور وجود دارد. انتظار از نظام جمهوري اسلامي و ارزشهاي نظام اسلامي و البته قانون اساسي، بيش از اينها بود. شعارهايي قبل و بعد از انقلاب داده شد. ايجاب ميكرد كه پس از پيروزي انقلاب وضعيت اهل قلم و نويسندگان و اهل تحقيق تغيير پيدا كرده و شرايط مساعدتري براي آنها ايجاد شود. توقع آن بود كه اين گروه از حداكثر امتياز قانوني در بيان، ارشاد و اظهارنظر برخوردار باشند اما چنان كه مشاهده ميكنيم روزنامهها در وضعيت نامطلوبي هستند و به شدت دچار خودسانسوري هستند. در وضعيتي قرار گرفتهاند كه ميبينند نبايد از حدودي كه تعيين شده، تجاوز كنند و اگر بخواهند قدري پا فراتر بگذارند بايد خود را آماده محدوديت و توقيف كنند.
او در ادامه سخن خود ميافزايد: بيش از 100 نشريه در ظرف مدت كوتاهي توقيف شده است. برخي از روزنامهنگاراني كه از جمله بچه مسلمانان بودند، به عناوين مختلف مزه زندان و توبيخ و محدوديتهاي سخت را كشيدند. هم اكنون ما شاهد زنداني بودن آقايان اشكوري، اكبر گنجي، هاشم آقاجري، رضا عليجاني، هدي صابر و خيليهاي ديگر هستيم.
برنده قلم طلايي ايران با اشاره به وضعيت حاضر در كشور و نيز شرايط جهاني پيشبيني ميكند كه وضعيت موجود قابل دوام نخواهد بود و در دنباله اضافه ميكند. اگر قرار است سالمسازي صورت بگيرد و جريان اداره امور كشور اصلاح شود، اولين گام آن است كه قلمها و اصحاب آن، آزادانه و بدون هراس، بيهيچ دغدغهاي به نقد دولتمردان و سياستهاي گذشته كشور بپردازند و آن روشها را تحليل و بررسي كنند تا گامهاي درستي براي آينده برداشته شود.
باقي: هزينه مستمر
عمادالدين باقي، روزنامهنگاري كه از يك سو در حال آماده سازي و انتشار سومين روزنامه خود در مقام سردبيري است و از ديگر سو در حال سبك سنگين كردن وضعيت دادگاهي است كه بايد به آن برود، هفته گذشته پا در دادگاهي گذاشت كه چند روز قبل تأكيد كرده بود اگر قرار بر غيرعلني بودن باشد، از خود دفاع نخواهد نمود. شايد به همين دلايل هست كه او وضعيت اهل قلم را وضعيت باثباتي در طول تاريخ نميداند و به طنز و طعنه ميگويد: «در اين مملكت، كي وضع اهل قلم ميزان بوده و قلم آنها لرزان نبوده؟»
نمیدانم کجایی
در وجودم نهفته شدی...
در بین دستانم...
در قلبم...
در گوشه چشمانم...
در آسمان ایمانم...
در کجا نشسته ایی
کنار ساحل آرامش من
آنجا که تپش قلبم به شماره میفتد
شاید آنجا که شاپرکی بر گل آرام مینیشیند
کجا تو هستی که اینگونه به وجودم ملحق میشوی
در بی خوابی هایم
در شبهایه بی قراریم...
در متن تمام تنهاییم
چگونه تو آرام گرفتی در این آشوب
تو کجا آشکار اینگونه پنهان شده ایی
در زیر پوست من
چه لطیف میجهی...
تو در فراسوی هر زمان
در هر جای این مکان
با منی...
طوری روحم با عشق تو آمیخته شد که انگار
تو خود منی...
من از این تنهایی
از این که دیر می آیی
از این که روزی به من بگویی
تو به من نمی آیی
می ترسم....
چرا نمی دانی تو
چگونه بی تو زمان میگذرد
بارها این را از خودم می پرسم
من می ترسم...می ترسم...
زندگی یعنی همین امروز همین حالا
یعنی در آغوشت تا همیشه تا فردا
زندگی یعنی نگاه تو
کوک کردن قلبم با صدای تو
دل دادن به آهنگ دل پاکت
سرور و عشق در فضایی ساکت
زندگی یعنی همین دم
که از دلتنگم
می دانی
از این حسم عشق را می خوانی
زندگی یعنی داشتن قلب پرستو
در این وادی پست و ناهنجار تو در تو
نه چتر با خود داشتی
نه روزنامه
نه چمدان
...
عاشقت شدم!
از کجا باید می فهمیدم مسافری؟...
خداحافظ بهترین رویای من خداحافظ
با من و از من جدای من خداحافظ
گرچه دوست نمیدارمت از دل وجان دیگر ولی
دلدار بی چون وچرای من خدا حافظ
حضرت خدیجه سلام الله علیها یکی از چهار زن کامل دنیاست
حضرت خدیجه

پدر او: خو يلد بن عبد الغري بن قُصَي بن كلاب است.
مادر او: فاطمه دختر زائده بن أصَم است.
تولد: سال 68 پيش از هجرت
فرزندان: قاسم، عبدا...، زينب، ام كلثوم، فاطمه و رقيه مي باشند.
لقب: طاهره
وفات: در ماه رمضان سال دهم بعثت و پس از سه روز بعد از وفات ابوطالب است.
پيغمبر(ص) او را در حجون دفن كرد و خود او را در قبر گذاشت و سال وفات او عام الاحزان (سال اندوه ها) ناميده شده است و خديجه به هنگام وفات 65 سال داشت.
***
کریس همثورس نگران است که مبادا اندام و ظاهر خوب او بیشتر از توانایی بازیگریش جلب توجه کند.
این بازیگر که اخیرا" در دو فیلم "انتقامجویان " و "سفید برفی و مرد شکارچی " نقش آفرینی کرده است ، قبول دارد که فیزیک بدنی خوب و ظاهر جذابش به او کمک کرده است که وارد کار بازیگری شود و در این کار پیشرفت کند اما امیدوار است که مردم بیشتر از آن که به ظاهرش اهمیت بدهند به توانایی و مهارت بازیگری او علاقه مند شوند.
کریس درباره ظاهرش گفت:"ظاهرم به من کمک کرد که وارد سینما شوم و کار بازیگری را آغاز کنم اما امیدوارم مردم فقط به خاطر این به من علاقمند نشوند."
"من یکبار با فردی کار کردم که دائما" باخودش این جمله ها را تکرار می کرد ، من زیبا هستم و یک راز دارم ، من زیبا هستم و یک راز دارم."
مترجم: فرشته مشاور