دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
و از شما پنهان نشاید کرد سر می فروش
گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع
سخت میگردد جهان بر مردمان سختکوش
وان گهم درداد جامی کز فروغش بر فلک
زهره در رقص آمد و بربط زنان میگفت نوش
با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام
نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
گوش کن پند ای پسر و از بهر دنیا غم مخور
گفتمت چون در حدیثی گر توانی داشت هوش
در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید
زان که آن جا جمله اعضا چشم باید بود و گوش
بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست
یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش
ساقیا می ده که رندیهای حافظ فهم کرد
آصف صاحب قرآن جرم بخش عیب پوش
حافظ
بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
بیار باده که بنیاد عمر بر بادست
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست
چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب
سروش عالم غیبم چه مژدهها دادست
که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین
نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست
تو را ز کنگره عرش میزنند صفیر
ندانمت که در این دامگه چه افتادست
نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر
که این حدیث ز پیر طریقتم یادست
غم جهان مخور و پند من مبر از یاد
که این لطیفه عشقم ز ره روی یادست
رضا به داده بده وز جبین گره بگشای
که بر من و تو در اختیار نگشادست
مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
که این عجوز عروس هزار دامادست
نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل
بنال بلبل بی دل که جای فریادست
حسد چه میبری ای سست نظم بر حافظ
قبول خاطر و لطف سخن خدادادست
حافظ
به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است
بکش به غمزه که اینش سزای خویشتن است
گرت ز دست برآید مراد خاطر ما
به دست باش که خیری به جای خویشتن است
به جانت ای بت شیرین دهن که همچون شمع
شبان تیره مرادم فنای خویشتن است
چو رای عشق زدی با تو گفتم ای بلبل
مکن که آن گل خندان برای خویشتن است
به مشک چین و چگل نیست بوی گل محتاج
که نافههاش ز بند قبای خویشتن است
مرو به خانه ارباب بیمروت دهر
که گنج عافیتت در سرای خویشتن است
بسوخت حافظ و در شرط عشقبازی او
هنوز بر سر عهد و وفای خویشتن است
حافظ
ناگهان پرده برانداختهای یعنی چه
مست از خانه برون تاختهای یعنی چه
زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب
این چنین با همه درساختهای یعنی چه
شاه خوبانی و منظور گدایان شدهای
قدر این مرتبه نشناختهای یعنی چه
نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی
بازم از پای درانداختهای یعنی چه
سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میان
و از میان تیغ به ما آختهای یعنی چه
هر کس از مهره مهر تو به نقشی مشغول
عاقبت با همه کج باختهای یعنی چه
حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار
خانه از غیر نپرداختهای یعنی چه
حافظ
دل هر که صید کردی نکشد سر از کمندت
نه دگر امید دارد که رها شود ز بندت
به خدا که پرده از روی چو آتشت برافکن
که به اتفاق بینی دل عالمی سپندت
نه چمن شکوفهای رست چو روی دلستانت
نه صبا صنوبری یافت چو قامت بلندت
گرت آرزوی آنست که خون خلق ریزی
چه کند که شیر گردن ننهد چو گوسفندت
تو امیر ملک حسنی به حقیقت ای دریغا
اگر التفات بودی به فقیر مستمندت
نه تو را بگفتم ای دل که سر وفا ندارد
به طمع ز دست رفتی و به پای درفکندت
تو نه مرد عشق بودی خود از این حساب سعدی
که نه قوت گریزست و نه طاقت گزندت
سعدی
باشگاه پرسپولیس در مسیری حرکت می کند که هدف از آن ایجاد یک تشکیلات حرفه ای پزشکی ورزشی است، بسیار فراتر از آنچه تاکنون در ورزش ایران حتی به آن فکر شده است. پروفسور فرهاد فرید رئیس کمیته پزشکی و سلامت باشگاه پرسپولیس ایده های بزرگی دارد که در حال اجرای مرحله به مرحله آنها است. با این گفتگوی تفصیلی درباره تحولات پزشکی در پرسپولیس همراه باشید.
بازیکن سابق هرتابرلین و فوریتانا دوسلدورف و پزشک کلن و استاد دانشگاه بن
شاید کمتر کسی بداند که پروفسور فرهاد فرید که از مفاخر پزشکی کشورمان است. خود روزگاری فوتبالیست بوده است. او فوتبال را از جوانان شاهین آغاز کرد و در همان جوانی راهی اروپا شد و طی سال های 1964 و 1965 به عضویت تیم های هرتابرلین و فورینا دوسلدورف در آمد.
او درباره سابقه فعالیت پزشکی خود در آلمان هم می گوید؛ من به عنوان پزشک تیم، در فوتبال آلمان فعالیت کردم که از آن جمله باید به تیم کلن اشاره کنم، همچنین زمانی که کارل هاینس رومینیگه در تیم لیپشتات بود، پزشک تیم بودم. پروفسور فرید استاد ارتوپدی دانشگاه بن نیز بود تا اینکه بازنشسته شد. او متخصص ارتوپدی و جراحی استخوان و مفاصل و همچنین متخصص طب ورزشی است. در زمان حضور در کشور آلمان ورزشکاران حرفه ای ایرانی و آلمانی تحت درمان وی قرار گرفتند.
همه تخصص ها یک جا جمع شده اند
او در ارتباط با فعالیت های کمیته پزشکی صحبت ها را اینگونه آغاز می کند؛ فعالیت ما از اوایل آبان ماه سال 90 آغاز شد. از همان آغاز شرایط برخلاف آن چیزی رقم خورد که در سایر تیم ها شاهد هستیم. یعنی یک کادر ویژه مداوم در کنار تیم حضور داشت که متشکل از پزشک، فیزیوتراپ و روانشناس و دو، سه ماساژور بود اما بخشی هم داشتیم که دیده نمی شد و آن هم یک گروه پزشکی با همه تخصص های مورد نیاز بود. ما این کادر را بر اساس استانداردهای فیفا طراحی کردیم و مداوم در حال بسط و گسترش آن هستیم. گروه که در کنار تیم قرار دارد بویژه دکتر و فیزیوتراپ همراه تیم به جراحات اولیه رسیدگی می کنند تا از گسترش آن جلوگیری کنند. روانشناس در کنار تیم و در اردوها حضور دارد تا حتی اگر در نیمه شب هم مشکلی پیش آمد بتواند در کنار اعضای تیم باشد و به آنها مشاوره بدهد. برای این فصل دو ماساژور را به چهار ماساژور افزایش داده ایم تا بازیکنان در زمان سریعتر، سرویس بهتری بگیرند و اگر برای یک نفر مشکلی پیش آمد، رزرو وجود داشته باشد. در حال حاضر دکتر امینی هم در تمرینات حاضر می شوند و دکتر چشمه سری هم، روزانه تیم را زیر نظر دارند و موارد را به کمیته پزشکی منتقل می کنند. یک تیم تخصصی هم در قالب یک تیم پزشکی در کنار این گروه قرار دارد.
در این تیم، جراحان ارتوپدی حضور دارند. من خودم شخصا به آسیب دیدگی های بازیکنان رسیدگی می کنم. ما از تخصص های دیگر مثل قلب و عروق، ریه و دیگر موارد هم برای تکمیل این تیم استفاده کرده ایم. پرسپولیس از تخصص طب ورزشی که یک شاخه خاص است، بهره می برد. متخصص تغذیه و آنتی دوپینگ هم به تغذیه بازیکنان و نیازهای آنها در این بخش نظارت دارد.
چنان به موی تو آشفتهام به بوی تو مست
که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست
دگر به روی کسم دیده بر نمیباشد
خلیل من همه بتهای آزری بشکست
مجال خواب نمیباشدم ز دست خیال
در سرای نشاید بر آشنایان بست
در قفس طلبد هر کجا گرفتاریست
من از کمند تو تا زندهام نخواهم جست
غلام دولت آنم که پای بند یکیست
به جانبی متعلق شد از هزار برست
مطیع امر توام گر دلم بخواهی سوخت
اسیر حکم توام گر تنم بخواهی خست
نماز شام قیامت به هوش باز آید
کسی که خورده بود می ز بامداد الست
نگاه من به تو و دیگران به خود مشغول
معاشران ز می و عارفان ز ساقی مست
اگر تو سرو خرامان ز پای ننشینی
چه فتنهها که بخیزد میان اهل نشست
برادران و بزرگان نصیحتم مکنید
که اختیار من از دست رفت و تیر از شست
حذر کنید ز باران دیده سعدی
که قطره سیل شود چون به یک دگر پیوست
خوشست نام تو بردن ولی دریغ بود
در این سخن که بخواهند برد دست به دست
سعدی