تو شعر مى گفتى و من دلم را
جا گذاشتم
لا به لاى واژه هاى عاشقانه ات.
راستى کدام شعرت عاشقم کرد
که اين چنين
سر سپرده ات شدم ؟؟
مسافر بهارى من :
من پر از روزهاى مهر نچيده ام
تقويم عاشقى ام
به انتظار توست......
( پروانه ) 93/12/19
میان این اتاق
دلی به مهر نمی تپد
تیغ عادت بریده رشته ی عشق
مردی در آستانه ی خواهش
یک نبض تند
حس مبهم نیاز
دو لاشه ی پیچیده در هم
زندگی های پر عادت
تحمل یکدیگر
در این چند ساله ی وصلت
طلاق هرگز !!!!!
مرگ بر این سنت !!!
( پروانه ) 93/10/8
در راه بازگشت از خودم
کنار آگهی ترحیم ام
نشسته بودی .
گناه از من نبود
همیشه " صیاد "
در هوای تنهایی
پرسه میزند .
نامت را نپرسیدم
اینجا همه مسافرند
ساعتت را نگاه نکن
دیر نمیشود
بودنمان را
یک ساعت جلو کشیده اند
خیلی وقت است
برای یک گریه ی سیر
آماده ام !!!
( پروانه ) 94/1/17
مى بارمت
ميان شعرهايى
که از گذر خاطراتت
خيس باران اند.
ترديد نکن
براى ماندن.
من پاى ,,رسوايى,, اين عشق
تا پاى ,,جان ,,
ايستاده ام !!
( پروانه ) 93/12/21
حیف است
یکرنگی زمستان را
به صد رنگی بهار
بفروشم .
در دیار سپید برفی
به انتظار توام .
اگردلتنگم شدی....
کمی از دستهای هفت رنگت را
بفرست برای من
تا پل عبور من از
یکرنگی زمستان باشد !!!
( پروانه )
93/12/24
سکوت می کنم
و تو باز
بر درخت تنهایی ام
آویزان
قار قار می کنی .
راستی .....
عمر کلاغ چند سال است ؟؟
چقدر فراموشکار شده ام
میان خاطرات سگی
زندگى .
یک نفر به من پاک کن
عیدی بدهد
خسته ام از ''مشق بودنت ''.
( پروانه ) 94/1/3
سال را تحویل دادم
و نامش شد '' گذشته ''.
از تو چه پنهان
امسال هم
تکلیفم با لحظه هایی
که آغشته به توست
روشن نیست .
شعاع تابیدنت
روزگارم را
روشن نمی کند .
تاراج میکنی رویاهایم را
و من مچاله میشوم
در ترازوی ''بودن ''و
'' نبودنت '' ......
( پروانه )
93/1/9
مشق می گیرم از دریا
نوش میکنم
جرعه جرعه
بی پروایی موج را
تا اوج لغزشش
به تمنای ساحل .
چه بیتابانه تن می سپارند
عریان ، به نجوای عشق .
که آسمان عاشقی
بی انتهاست .......
( پروانه ) 93/1/11
می شمارم تاولهای
دردآور پاهایم را
چقدر بیهوده
در حوالی دلت
پرسه زدم .
هر چه بادا باد
امروز ، بار دیگر
نگاهم را
به چشمان سبزت
گره خواهم زد
شاید ........
( پروانه ) 94/1/13
به گزارش گروه استانهای باشگاه خبرنگاران، در جنوب شرقیترین نقطه ایران، گورستانی با سنگ قبرهای عظیم الجثه مکانی جالب برای ماجراجویانی است که به دنیای ماوراالطبیعه علاقه دارند.

گورستان جن در روستای تیس نزدیک شهر چابهار همان جایی که سنگ قبرهای بزرگ و عجیبی دارد و محلیها را به این باور رسانده که این گورها محل دفن آدمیزاد نیست.

در این گورستان قبرها کنار هم روی سطحی صخرهای حفر شدهاند که این شیوهی حفاری پرسشهای زیادی را بوجود آورده و در نهایت پاسخ را به دنیای از ما بهتران کشیده است.

بومیها معتقدند با تاریک شدن هوا جنها بر سر مردگان خود مویه میکنند و هر کس شبانه گذرش به این گورستان افتاد، مورد نفرین آنها قرار میگیرد و بعد از چند روز با عذابی سخت میمیرد.
