وقت جدايى ,نگاهت سنگين بود
سنگين تر از نشستى
که روز اول,بر نگاهم داشت
نميدانم از مهر بود
يا بار گناه.....
هراسى که چشمانت
از دو چشم گريانم داشت
گذشتم از تو و دستهاي تبدارت
رها بمان
رها........
ز بندهايى که دلت
هميشه پروا داشت !!!
( پروانه ) 93/11/24
کجای زندگیم ایستاده ای و لبخند میزنی ؟
که این چنین نیمه شبهایم
برهنه می خندند.
به ستاره ها دست می کشی
ورق می خورند
خورشید بیدار می شود .
پیامبر من :
فقط دستهای تو مرا
به خدا وصل میکند
بگو امشب نگاهت
بر کدامین ستاره نشسته است
تا قبله گاه نماز حاجتم شود !!!
( پروانه ) 93/11/28
زمان آمدنت دیر شده است
نامت را بر جاده ها می نویسم
عطر آمدنت در فضا نمی پیچد
صدای نفس هایت را
روی جاده نقش می کنم
خواب بهار می بیند
زنی کنار جاده
لابه لای واژه ی "انتحار"
پرسه می زند
فکری برای دل کندن من از
خودت بکن
اینجا " هوا پس " است !!!
( پروانه ) 93/11/30
وقتى غريبگى مى کنى
سکوت آينه
کشدار مى شود
ذکر دردهاى عاشقى
مصيبت است
بايد غسل توبه کنم
از عشق .
اين روزها
خسته از استدلال هاى تقويم ام
که هى ,آمدن بهار را
وعده مى دهد !!!
( پروانه ) 93/12/3
دل را .......
مشق پرواز داده ام
باز کن پنجره را
مسافرت در راه است !!!
( پروانه ) 93/12/5
من که داشتم آرام
از بهار رد مى شدم
توصدايم زدى :
بمان .
اشتباه قشنگى بود
ماندنم .
امروز سهم من از تو
دود سيگارى ,نيم سوخته
در چشمهاى
بيقرار من است !!!
( پروانه ) 93/12/7
شانه به شانه ام باشى
با پيچش ات در لحظه هايم
بهار را
سير زندگى مى کنيم .
از مهر نگاهت
تحريمم نکن.
لبخند بزن
حالم که خوب باشد
تن مى دهم
به نسيم بهارى دستانت !!
( پروانه ) 93/12/9
کجاى زمين بايستم
که چارچوب خانه ام
قاب آغوش تو باشد ؟؟
بگذار تا فرصت باقيست
ديوانگى کنم .........
رفيق !!!
( پروانه ) 93/12/12
با تو میمانم و عشق را
در تمامی فصول زمزمه میکنم .
از قضاوتهای مردمی که صادقانه
" دروغ " می گویند ....
نمی هراسم .
بگذار بگویند : زیر سرش بلند شده !
ماه هاست که سرم
از سربلندی عشق
ایستاده مینگرد .
من بهشت خدا را
به تمنای دستانت
فروخته ام ....
تا استوایی ترین گرما را
در زمستان تجربه کنم .
بمان و صادقانه جاری باش
در رودخانه زلال عشق !!
( پروانه ) ۲۶ / ۹ / ۹۳
کنار هیچ کسی هایم نشسته ام
قبل از غروب آفتاب
باید ،یک عالمه دلتنگی را
از کوچه های تنهایی
عبور دهم .
تفاوتی ندارد زمان
سرریز کاسه ی صبرم
مقصدش خودکار است و دفتر .
از این اتفاقها زیاد می افتد
نبودنت را می گویم ........
( پروانه ) 93/12/17